آدم . جبرئیل
درود ...
چند تا جمله از «آدم. جبرییل» تو وبلاگم گذاشتم. البته با اجازه امید جان
1- « امریکائیان» قصد سانسور من را دارند ، ولی من ایرانییم _ وقتی تاریخ با من شروع میشود ، انتظار« حركت» تاریخ با من، طبیعی است .
2- خری که افسار صاحبش را می کشد دور از ذهن نیست ، چون بعضی ها با خریت افسار ما را می کشند .
3- پرگار برای اثبات دوار بودن همه چیز ، بار ها دور خود می چرخد ، راحت ترین فرم برای جا بجا شدن دایره است! اگر سنگی خود را بتراش مرد!!!
4- سفید نوشتن آرزوی دیرینه ام ، ولی کیست که سفید بخواند ؟
5- دیوانه معنی هم بستگی را نمی داند ، اگر می دانست« اتحادیه دیوانگان» داشتیم.
6- ایرانیان باید ذهنشان نسبت به پول دگر گون کنند (( آخر کورش خجالت می کشد !)) که فرزندانش اینگونه فقیر زندگی می کنند.
7- « فهمیدن» رازی است که در« پشت سوأل» خوابیده است ، تو چطور می خواهی بفهمی ! وقتی از سوال می ترسی !
8- پروردگار پاورچین گام برمی دارد ، نکند ! انسان بفهمد و بازی تمام شود .
9-شوره زار «کویر» اگر حرف نمیزند، آتش فشان در سینه دارد ، کوهستان جوان است که می غرد _ دریا ذاتش لوند است .
10- ما هروقت به در بسته بر می خوریم ، اشتباه مرتکب می شویم ! یادمان می رود،دربان کمی بی نزاکت است ( پادشاه لبخندش را قایم می کند ، آسان نمی فرو شد)
11- آدمی چون من به پروانه فکر می کند، شمع دلش به سو سو می افتد،می ترسم اگر به تو فکر کنم ، آتش جان مرا بسوزاند .
12- شلاقی که به کف دست من زده شد نشانه خریت من نبود ! الان که بزرگتر شده ام میفهمم راز گوشهای دراز معلمم را !!
13- من موسیقیدان نیستم ! ولی نت سکوت را خوب می شناسم ، چه زیبا میشود وقتی بین دو اوج ...به سکوت بر می خوریم.
14- درد مرا گفتی تو !!! بی گمان کسی که درد مرا میبیند ، درمان مرا نیز خواهد گفت !
15- قلب من می ترسدکه این زلزله خانه اش را بلرزاند؟انسان برای ورود به قلب دیگری از در وارد می شود.
16- خرمگس رسواترین موجود ، از ترس خر شدن ، رشته حیوانات را نپذیرفت ، و لباس حشرات را پوشید
17- از توصیه من به دیگران« بخیل» نباشید ! دشمنانتان اگر مرا بخوانند، عالی است ! آن وقت آنها ارزش دشمنی پیدا میکنند.
18- «دروغ و راستی» در یک کالبد قرار دارند ، انسان واقعی زمانی دروغ می گوید که راستی او را دروغ بپندارند .
19- خوشبختی در نزدیک ترین جا به تو قرار دارد ، وقتی تو خودت را نمی بینی ! خوشبختی را هرگز نمی ببینی !
20- خانه از بیرون نمای دیگری دارد. غیر از من چه کسی میداند؟ که در خانه دلم چه طوفانی بپاست ؟
21- من به خانه کسی می روم که لبخند در گلدانش داشته باشد ، هیچ کس دوست ندارد شب در مزرعه کاکتوس بخوابد.
22- من فهمیدم راز تفکر دیگران در مورد من چیست ! من هر آنچه که در مورد خود فکر می کنم ، دیگران همان می بینند .
23- خدا نزدیک ترین دوست به تو است ! که در فرصت کمک کردن به تو ، با تو در رقابت است و پیشی می گیرد .
24- در این تالار چه شوری بر پا است، اگر انسان بداند تالار های دیگری هم هست ! آیا او می تواند از« سرک کشیدن» در آنها بی قرار نماند؟
25- کسی که خانه اش « کاهی » است ! میزبان الاغ نمیشود ! این الاغ در خانه تو چکار می کند ؟
26-«روستای من» از زمانی که دنیا اسم دهکده پیدا کرده است، حقیر تر شده است ! منظومه شمسی می ترسد! بزرگتر از او پیدا شود، انسان تو با این حقارت! از بزرگتر از خود نمی ترسی ؟!
27-« مرداب» فقط قانون آب نیست ؛ در مورد ما هم صدق می کند ، جرأت داری بمان! بدون اینکه بفهمی می گندی !
28- زندگی ظلمی است ، که از سر (دوست داشتن عاشقانه) به ما روا می دارند.
29- می توانی حرف مرا بهتر از من بفهمی ! یا مثل طوطی پرواز مرا تقلید کنی .
30- لاکردار این دل نیست! با آن چه کرده اند ؟ که ترجیح می دهد برای ماندگاری «سنگ » شود .
آدم. جبرئیل(قسمت دوم)
درود اینجا بازهم بر حسب علاقه ای که به آدم.جبرئیل دارم یه قسمت دیگه از نوشته هاشو اینجا گذاشتم ... امیدوارم شما هم مثل من خوشتون بیاد ...
1- تیر چشمان تو، تیر کشان دیگر را هم هدف گرفت ! آخرین تیر کش را هم بُکش ! آنها هم مثل تو نمی خواستن مرا بکشند ،{چون عشقشان می مُرد!}
2- من افُقهای آینده را با فکر کنترل میکنم و همان چیزی اتفاق می افتد ، که من تصمیم گرفته ام.
3- روزهای درازی است که من راه می روم .ولی تا حال فکر نکرده ام « به کجا ؟ » ! نکند به نقطه صفر بر گردم
4- «تغییر» قانونی است که وجود دارد .(اگر قانون خوبی ما را دگر گون کند ، جشن سال نو باید گرفت ،ظلمی در حق سال گذشته نشده اشت).
5- شاعر اول باید اول برای خودش شعر بگوید . پس از آن یک نسخه از شعر هایش را به دیگران هدیه می دهد .، تا با او سهیم باشند.
6- من هم مثل شما هستم ، برای راه رفتن به پا احتیاج دارم . ( ببینید برای رسیدن به هدفتان به چه احتیاج دارید !)
7- من مثل نیچه در پرده صحبت نمی کنم « برای خاص» ! رسیدن به هدف قیمت دارد ، در هماهنگی قیمت و هدف دقت کن ! به هدفت خواهی رسید .
8- به خاص هم می گویم بگذار احساست بسوزاند! چون بدون سوخت آن، عقلت از کار خواهد افتاد .
9- هماهنگی« عقل »و« احساس» دوستی دیرینه « خدا و انسان» است . انسان به تنهایي می تواند قدرتمند باشد . ولی تو به اتحاد با خدا فکر کن ! چقدر می توانی قو ی تر شوی !
10- بدانید کسی که نمی خندد ، در مسیر خدا گام بر نمی دارد ! بی شک مسیر شیطان این همه غم انگیز است !
11- ثروت واقعی در فکر شخص است ، آنکه ملیارد دارد ، میلیارد فکرش کار می کند . ( بی فکر ، میلیارد را نمی داند چه کند ، شاید با آن« کت و شلوار» بخرد . )
12- طوطی چون درجه آدمیت را فهمید آن را تقلید میکند ، (وای به حال ما که معلوم نیست که از کی تقلید می کنیم ! چرا یکی از اندامهای ما به اندام الاغ شبیه است ؟)
13- کسی میتواند کاری بزرگ از دیگران بخواهد ، که رؤیایي بزرگ در اندیشه شان ساخته باشد . آنها دنبال رؤیا خود می روند نه کار تو !
14- دلقک دلسوز ترین موجود ! برای خنداندن تو مسخره عام و خاص می شود (ولی خاص حرف دل او را می فهممند ) .
15- هر کس همان چیزی میشود که آرزو دارد ! اگر نشد شدت آرزویت کم بوده ! ( خاک گلدلان بی تقصیر نیست).